تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
سرخى روى موالى سكّهء نام عليست * بر رخ دنيا و دين چون پادشا بايد زدن
بى ولاى آن ولى لاف از ولايت مىزنى * لاف را بايد كه دانى از كجا بايد زدن
ما لوايى از ولاى آن ولى افراشتيم * طبل در زير گليم آخر چرا بايد زدن
بر در شهر ولايت خانه‌اى بايد گزيد * خيمه در دار السّلام اوليا بايد زدن
از زبان نعمت اللّه منقبت بايد شنيد * بر كف نعلين سيّد بوسه‌ها بايد زدن
* * *
جام گيتى نما علىّ ولى * معنى انبيا علىّ ولى
در ولايت ولىّ و الا قدر * سرور اوليا علىّ ولى
ابن عم رسول و دامادش * هست سرّ خدا علىّ ولى
به سنان و سه نان گرفته همه * ملكت دو سرا علىّ ولى
مخزن گنج كنت كنزاً اوست * محرم كبريا علىّ ولى
حضرت مصطفى رسول خدا * خدمت مرتضى علىّ ولى
هر كه در عشق او شود كشته * دهدش خونبها علىّ ولى
كى گدا از درش رود محروم * چون بود پادشا علىّ ولى
هر كسى را امام و راهبريست * رهبر جان ما علىّ ولى
گر نهى سر به پاى فرزندش * دست گيرد ترا علىّ ولى
نور چشم محقّقان جهان * ديدهء بى غطا علىّ ولى
غم نباشد ز خويش و بيگانه * گر بود آشنا علىّ ولى
مس قلب ار برى به حضرت او * كندش كيميا علىّ ولى
نعمت اللّه فقير حضرت اوست * شاه ملك غنا علىّ ولى « 3 »
هامش
( 3 ) . ديوان شاه نعمت اللّه ولى ، صص 24 - 32 .