[ 61 ] على اكبر پيروى معاصر
رضا هميشه نِگهدار و داد خواه بُوَد « 1 »
مرا به لطف تو پيوسته گر نگاه بُوَد * نه بهر حشمت و عزّ و جلال و جاه بُوَد
رضاى خاطر تو خواهم و نخواهم هيچ * كه هيچ بودن من بهترين گواه بُوَد
شدم رضا به رضاى تو از تو مىخواهم * رهِ رضاى تو پويم كه شاهراه بُوَد
رضا شهنشه خوبان على بن موسى * ابو الحسن كه حريمش پناهگاه بُوَد
خدا رئوف و رسولش رئوف و اوست رئوف * رضا و رأفت او رحمت إله بود
امامِ ثامن و ضامِن كه آستانهء او * پناه مردم بىپشت و بىپناه بود
شه سرير ولايت كه هر كه از درِ او * بتافت روى ، همه طاعتش تباه بُوَد
هماره كشور ايران ز يُمن مقدم او * قرين شوكت و محسود مهر و ماه بود
بگو به خصم كه سلطان دين و خسرو طوس * رضا هميشه نگهدار و دادخواه بُوَد
بيا ز درگهِ او ( پيروى ) گدائى كُن * گداىِ درگه اين شاه پادشاه بُوَد
* * *
هامش
( 1 ) دسته گل محمدى ، على اكبر پيروى ، تهران ، شركت سهامى طبع كتاب ، 1346 ش .