تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
بگو بيا و ببين حشمت خدائى وى * كه آن به ديدهء خلق خدا بود محسوس
هميشه بر سر بام جهان به كورى خصم * به نام نامى آن شه فلك نوازد كوس 3231945 خ 0 3 خ
درون جسم گدازد دل حسودانش * چنان كه شمع گدازد ميانه‌ى فانوس
شهى كه وحش بيابان از او گرفته مراد * صغير كى شود از لطف و رحمتش مأيوس
اين رباعى نيز ازوست :
از ديدهء دل اگر رضا را بينى * مرآت جمال كبريا را بينى
گر پردهء اوهام به يك سو فكنى * اندر پس اين پرده خدا را بينى
* * *
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 197 | احمد احمدى بيرجندى / سيد على نقوى زاده