تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
ز مهر و ز قهرش عيان شد دو معجز * يكى غيث 0031945 خ 0 17 خ هاطل يكى ليث قاتل
چنان خيره شد چشم مأمون كه شد كور * فلم يَبْقَ هذا لماضٍ و قابل 2031945 خ 0 18 خ
بنفسى و اهلى و مالى و وُلدى * على ابن موسى الرضا ذو الفواضل
ز يثرب به بصره صباحى روان شد * شد آن عصر بر والى طيبه نازل
ز حكّام و عمّال پنهان نبود اين * كه نتوان در آن شك ز شكاك و مبطل
لغات ملل را چنان امتحان داد * كه تصديق كردند مفضول و فاضل
گرفت از تعاليم آن شاه رونق * علوم معارف رسوم محافل
به بن سهل از راه غيب او خبر داد * حديث سرخس و هجوم مقاتل 3031945 خ 0 19 خ
به ياد آر روز ورود نشابور * وزان مهد زركوب و آن سيم محمل
فزون چار بر بيست شد از هزاران * مرصّع قلمدان بدست افاضل
چه گويم بشان على بن موسى است * كه اندر اواخر كه اندر اوائل
كه در وزن و معنى كه در حسن و حسنا * به قدرش معادل به بدرش مماثل
سيه روز شد روس زان شب كه بستى * بدان گنبد از كينه توپ شَرَنْبل
فرو ريخت بر گنبد شاه ايران * چو باران از آتش فشنگ وَرَنْدِل
تكان گنبد شاه نگرفت و رفت از * تزارى سر و پاى و تخت و دل و گل
كه با پنجهء كبريا پنجه بستى * كه بشكست در پاى حق دست باطل
بلى روسيه روسِيَه گشت و دانست * چنين از سماء است اسماء نازل 4031945 خ 0 20 خ
ضريح رضا را چه با چكمهء پاى * حريم خدا را چه با دست مبطل
مقام يد اللّه چه و پاى ژنرال * ضريح رضا و هجوم قناسل 5031945 خ 0 21 خ
رواق على بن موسى به شلّيك * شدى غرق در خون صد نيم بسمل 6031945 خ 0 22 خ
به تاراج رفت از خزائن هزاران * مذهّب صحائف 7031945 خ 0 23 خ مهذّب رسائل
چو زد نيكلا شيشهء روس بر سنگ * رضا از غضب گفت افسر فروهل 8031945 خ 0 24 خ
كه روسيه گرديد دريائى از خون * ز تنها سفائن 9031945 خ 0 25 خ ز سرها سواحل
ز نيكل فرو ريخت و از خاندانش * مرصّع حمائل مشعشع حوائل 0131945 خ 0 26 خ
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 194 | احمد احمدى بيرجندى / سيد على نقوى زاده