تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
[ 36 ] ميرزا ابو القاسم ذوقى اصفهانى از شعراى اواخر دورهء ناصرى و اوايل مشروطه است . وى شاعرى خوش طبع و نيكو قريحه و پيرو سبك يغماى جندقى است . حاج محمد كاظم غمگين اصفهانى سال وفات وى را كه 1341 قمرى است ، در مصراع دوم بيت زير رقم زده است :
گفت غمگين ز پى تاريخش * « ذوقى ما به جنان شد پويان »
( 1341 )

در مدح امام هشتم عليه السلام « 1 »

چو بلبل سحرى از جگر كشيد آواز * به جام گل لب ميناى ابر شد دمساز
شكفته شد گل احمر چو چهرهء محمود 4411945 خ 0 1 خ * بنفشه كرد معطّر چمن چو زلف اياز 5411945 خ 0 2 خ
گشود ديده ز خواب و خمار ديگر بار * به روى باغ در فتنه كرد نرگس باز
رسيد وقت كه طاووس نوبهار به باغ * گهى به سرو ، به شمشاد ، گه كند پرواز
به سجع 6411945 خ 0 3 خ و قافيه 4311945 خ 0 4 خ مرغان بذله گوى به شاخ * كنند زمزمه چون مطربان نغمه نواز
عروس گل بدر آمد به حجله‌گاه چمن * نشست بر سر گلبن به صد كرشمه و ناز
نشسته بر ورق چهره‌اش ز ژاله عرق * چنان كه از اثر مى ، رخ بتان طراز 5311945 خ 0 5 خ
شدم به باغ و به گلزار مرحبا گويان * چو شاعران سخن گستر سخن پرداز
ميان باغ يكى طرفه شاهدى 8211945 خ 0 6 خ ديدم * ترنج غبغب و گلچهره شوخ و زلف انداز
گوزن گردن و طاووس جلوه ، كبك خرام * غزال چشم و غزلخوان و رند و لعبت باز
به صد لطيفه شدم پيش و پس به هر يك گام * چو بروثن 0511945 خ 0 7 خ و ثنى 8311945 خ 0 8 خ بردمش دو جاى نماز
هامش
( 1 ) ديوان ذوقى اصفهانى ، چاپ اصفهان ، 1336 ق .
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 160 | احمد احمدى بيرجندى / سيد على نقوى زاده