به يك نگاه چنان شد زر از دل آگاه * كه راه برد به انجام كار از آغاز
بكرد ناز و كشيدم كه در طريقت عشق * چو يار ناز كند عاشقان كنند نياز
پس از هزار ترش رويى و دو صد تلخى * به پاسخم لب شيرين خويش داد جواز
چه گفت ؟ گفت كه كوتاه دار قصّهء خويش * فسانه را چو سر زلف من مساز دراز
بگفتم اى دل مجروح را غمت مرهم * به غمزه خاطر عشّاق خويش ريش مساز
چو زلف پرشكنت اين قدر دلم مشكن * به نار هجر ازين بيشتر تنم مگداز
هراس دار كه روزى شكايت از تو برم * به مير مُلك خراسان شه عراق و حجاز
امام ثامن و ضامن خديو كشور طوس * كه هست شاه حقيقى به خسروان مَجاز 6111945 خ 0 9 خ
شهيد زهر جفا مبدأ سخا و وفا * كه هم به طوس غريب است و هم غريب نواز
شهنشهى كه بود امرش از طريق نفاذ 5611945 خ 0 10 خ * بما سواى خدا با قضاى حق انباز
ز يُمن تربت او بود اين كه در مرتع * به گوسفند شُبان است گرگ حيلت ساز
دو چاكرند قضا و قدر غلط گفتم * كه روز و شب پى امرش بوند در تك و تاز
شهنشهى كه به دوران بأس 1411945 خ 0 11 خ و معدلتش * كنند صعوه و كبك آشيان به ديدهء باز
ز اعتدال و لطافت هواى بارگهش * هزار بار ز خلد برين بود ممتاز
كنند صدره بر طايران سدره 2411945 خ 0 12 خ نشين * كبوتران درش ناز ، همچو كبك به غاز
كند چو كفّ كريمش كرم نخواهد ماند * نه بر بخيلان بخل و نه بر حريصان آز
جهان پناها دانى به دردهاى نهان * به روزگار ، كَسَم جز تو نيست محرم راز
جهان فراز و نشيب است و سهم من همه شيب * تو سرفراز كن اى خالق نشيب و فراز
هميشه تا كه برهنه است پيكر نرگس * هميشه تا كه بپوشد به تن حرير ، پياز
پياز وار غم دشمن تو ، تو بر تو * چو چشم نرگس ، جسم مُحبّت اندر ناز
* * *