تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
[ 35 ] ملا على طبسى متخلّص به « قنبر » از شعراى سدهء اخير طبس مىباشد كه با آقا ميرزا على منشى باشى ( متوفى 1308 ش ) شاعر بلند آوازهء طبس ، همزمان بوده است . مرحوم نايب الصدر گويد : « كربلايى ملا على هم اهل منبرند و هم صاحب طبع و ديوانها ساخته است » نگارنده يك دفتر از اشعار ملا على متخلص به « قنبر » را مطالعه كرده‌ام و ذوق عرفانى در اشعار او مشهود است . وى اهل روستاى كريت مىباشد و مرگش در دههء 40 - 1330 قمرى اتفاق افتاده است .

در منقبت حضرت رضا عليه السلام « 1 »

سحر چون رايت ظلمت نگون گرديد و ناپيدا * ز زير زاغ بال شب برآمد بيضهء بيضا
جهان شد سر بسر روشن مثال وادى ايمن * عيان آمد بهر برزن صفاى سينهء سينا
ز چتر چادر كاكل برآمد چهرهء ليلى * ز پشت پردهء گيسو عيان شد عارض عذرا 1311945 خ 0 1 خ
گل افشان پهنهء هامون شد از خون دل مجنون 2311945 خ 0 2 خ * ز اشك ديدهء وامق 3311945 خ 0 3 خ گلستان شد همه صحرا
طلوع از چاه كنعان كرد شمس طلعت يوسف * به تخت جاه شادى ز در تخت چاه محنت پا
ندانم يوسف ما گر گشايد عقد 5211945 خ 0 4 خ پيراهن * چه بدهد رو چه بدهد رخ ز بوى دلكش زيبا
دل يعقوب خرّم شد بياض ديده‌اش زايل * چو آمد پيرهن گستر به روى آن شه و الا 6211945 خ 0 5 خ
چو خواهى وصف وى دانى نه مصرى و نه كنعانى * كه باشد ماه زندانى غلام مقتداى ما
به عالم نخبهء آدم ز آدم نخبه در عالم * وصىّ احمد مرسل ولى قادر يكتا
فلك محفل خدم انجم امام و رهبر مردم * قدر چاكر قضا فرمان حسن طينت حسين آسا
هامش
( 1 ) طرائق الحقايق ، معصوم على شاه شيرازى ، تصحيح محمد جعفر محجوب ، تهران ، 1345 شمسى ج 3 ص 721 .
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 158 | احمد احمدى بيرجندى / سيد على نقوى زاده