رانش زند ، مزدش نابود شود . » در بارهء شكيبايى سخن به تفصيل گفته شد .
از سخنان امير المؤمنين عليه السّلام است كه به هنگام تسليت دادن مى فرموده است : بر شما باد به شكيبايى كه دور انديش به آن دست مى يازد و بى تاب هم سر انجام آن را مى پذيرد .
ابو خراش هذلى در مصيبت برادر خود عروه چنين سروده است : « معشوقه مى گويد پس از مرگ عروه هم او را سرگرم لهو مى بينم و حال آنكه اگر بدانى اين سوگى بزرگ است ، مپندار كه من عهد عروه را به فراموشى سپردهام ولى اى اميمه شكيبايى من پسنديده است . »
حكمت ( 141 )
كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظمأ ، و كم من قائم ليس له من قيامه الّا السّهر و العناء . حبّذا نوم الاكياس و افطارهم « بسا روزه دار كه او را از روزهاش جز گرسنگى و تشنگى بهرهاى نيست و بسا نماز شب گزارى كه براى او از نمازش جز شب زندهدارى و رنج نيست ، خوشا خواب زيركان و روزه گشادن ايشان . » منظور از زيركان در اين جا عالمان عارف اند كه عبادت ايشان مطابق با عقيدهء صحيح آنان است و عبادت ايشان شاخهاى است كه به تنه و ريشه پايدار بستگى دارد و كسانى كه نسبت به خداى متعال جاهل اند آن چنان نيستند و چون خدا را نمى شناسند و عبادت ايشان متوجه او نيست ، پذيرفته نمى شود . به همين سبب عبادت مسيحيان و يهوديان تباه است و اين سخن خداوند متعال هم در بارهء ايشان نازل شده است « عامِلَةٌ ناصِبَةٌ ، تَصْلى ناراً حامِيَةً » ، « عمل كنندگان رنج كشيده كه به آتش بسيار سوزان وارد شوند . »