سخن او را نشنيدى . گفت : در آنچه شنيدم چه زيانى گفت : از آن سخن در دل تو چيزى پديد مى آيد كه دوست دارم آن را از تو بزدايم .
حكيمان گفتهاند براى كسى كه او را در حضورش مى ستايند ، دو چيز خطرناك پيش مى آيد يكى آنكه به خود شيفته مىشود ، ديگر آنكه اگر او را به ديندارى يا علم ستايش كنند ، در كار خود سست مىشود و كوشش او كاستى مى پذيرد و از خود راضى مىشود در نتيجه كوشش او در طلب دين و علم سستى مى پذيرد . معمولا كسى دامن همت به كمر مى زند كه خود را در كارى كامل نبيند ، ولى هنگامى كه زبانها به ستايش او مى پردازند ، او گمان مىكند به حد كمال رسيده است و همه چيز را درك كرده است و به همان حيثيتى كه براى او در نظر مردم پديد آمده است ، اعتماد مىكند و كوشش او كم مىشود .
به همين سبب است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به كسى كه ديگرى را ستود و آن شخص آن را نشنيد فرمود : « اى واى بر تو كه گردن دوست خود را زدى ، اگر اين ستايش را شنيده بود هرگز رستگار نمى شد . » اما اين گفتار على عليه السّلام كه فرموده است « و از آنچه در دل دارى برترم » ظاهرا براى اين بوده است كه او را آگاه سازد كه مىداند چگونه است و او را از آن كار منصرف سازد و مصلحت دانسته است موضوع را به او بفهماند تا به گمان خود او را از آن حال بيرون آورد يا بدان گونه او را بيم و اندرز دهد يا به هدفى ديگر .
حكمت ( 81 )
بقية السيف انمى عددا ، و اكثر ولدا . « باز ماندهء شمشير از لحاظ شمار نمو كنندهتر و از نظر فرزند فزون تر است . » شيخ ما ابو عثمان جاحظ در بارهء اين كلمه نخست گفته است اى كاش اين حكم را كه بيان كرده است علت آن را هم مى فرمود . سپس گفته است : مصداق اين گفتار را در شمار فرزندان و اعقاب خود على عليه السّلام و زبير و خاندان مهلب و امثال ايشان كه سخت