تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
رفته‌ايم چيست فرمود : امر و حكم خداوند و سپس اين آيه را تلاوت فرمود : « و خدايت فرمان داده است كه پرستش مكنيد مگر او را . » ، شيخ خشنود برخاست و اين دو بيت را مى خواند : « تو همان امامى هستى كه ما با اطاعت از او ، روز رستاخيز از خداى رحمان رضوان را آرزو مى كنيم ، آنچه از دين را كه بر ما مشتبه بود واضح ساختى ، خدايت از جانب ما پاداش و نيكى ارزانى دارد . » ابو الحسين اين خبر را در اين مورد آورده است كه كلمهء قضا و قدر گاه به معنى حكم و امر و از الفاظ مشترك است .

حكمت ( 77 )

خذ الحكمة انّى كانت فانّ الحكمه تكون فى صدر المنافق فتلجلج فى صدره ، حتى تخرج فتسكن الى صواحبها فى صدر المؤمن . قال الرضى رحمه الله تعالى : و قد قال على عليه السّلام فى مثل ذلك : الحكمة ضالة المؤمن ، فخذ الحكمة و لو من اهل النفاق . « حكمت را هر كجا باشد فراگير ، كه حكمت گاه در سينهء منافق است و همچنان در سينه‌اش مى جنبد تا بيرون آيد و در سينهء مومن ، كنار ديگر حكمتها آرام گيرد . » سيد رضى كه خداى متعال او را رحمت فرمايد مى گويد : على عليه السّلام سخن ديگرى هم نظير اين فرموده است كه : « حكمت گمشدهء مؤمن است ، حكمت را هر چند از منافقان فرا گير . » حجاج خطبه خواند و ضمن آن گفت : خداوند متعال ما را به طلب آخرت فرمان داده و زحمت و هزينهء دنياى ما را كفايت كرده است ، اى كاش زحمت آخرت ما كفايت مى شد و به طلب دنيا فرمان داده مى شديم .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 296 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى