در قبال كار اندك پاداش فراوان عنايت مىكند . خداوند را هرگز در حالى كه مغلوب باشد ، عصيان نمى كنند و با زور و ناگزير اطاعت نمى شود ، پيامبران را به ياوه و بازيچه گسيل نفرموده است و براى بندگان كتابها را بيهوده نازل نكرده است ، آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست باطل نيافريده است ، « اين گمان كسانى است كه كافر شدهاند ، واى بر آنان كه كافر شدهاند از آتش » .
شيخ ما ابو الحسين كه خدايش رحمت كناد اين خبر را در كتاب الغرر از اصبغ بن نباته نقل كرده و چنين آورده است كه پيرمردى برخاست و از على عليه السّلام پرسيد كه به ما بگو آيا اين رفتن ما به شام به قضا و قدر خداوند بوده است على فرمود : سوگند بدان كس كه دانه را مى شكافد و جان را پرورش مىدهد ، بر هيچ جا گام ننهاديم و بر هيچ جا فرود نيامديم مگر به قضا و قدر خداوند . آن مرد گفت : من رنج خود را در پيشگاه خدا حساب مى كنم هر چند در اين صورت براى خود پاداشى نمى بينم . على فرمود : اى شيخ خاموش باش كه خداوند متعال پاداش شما را در مسيرتان و هنگامى كه مى رفتيد و هم در بازگشت شما هنگامى كه باز مى گشتيد بسيار بزرگ قرار داده است ، شما در هيچ يك از حالات خود مجبور نبودهايد و اضطرارى نداشتهايد . شيخ پرسيد : پس چگونه قضا و قدر ما را بردهاند فرمود : اى واى بر تو ، شايد قضاى لازم و قدر محتوم را گمان كردهاى اگر چنان مى بود كه پاداش و عقاب باطل مى شد و بيم و اميد و امر و نهى ياوه مى بود و هرگز از جانب خداوند سرزنشى براى گنهكار و ستايشى براى نيكوكار نمى آمد و نيكوكار از تبهكار شايستهتر براى ستايش و تبهكار از نيكوكار سزاواتر به نكوهش نبودند . اين اعتقاد بت پرستان و سپاهيان شيطان و دروغگويان و كوردلان است كه قدريه و مجوس اين امت اند ، خداوند سبحان بندگان خود را در حالى كه مختار هستند به كارى فرمان داده است و آنان را با بيم دادن از كارى نهى كرده است . كار آسان را تكليف قرار داده است و با او در حالى كه مغلوب باشد ، عصيان نمى شود و به زور هم فرمان برده نمى شود . او پيامبران را ياوه براى خلق خود گسيل نفرموده است و آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست بيهوده نيافريده است « اين پندار كسانى است كه كافر شدهاند واى بر آنان كه كافر شدهاند از آتش » . آن شيخ پرسيد : پس آن قضا و قدرى كه ما به سبب آن
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٩٥