بيمار مىشود به بيمارى مبدل مى گردد .
حكمت ( 69 )
اذا تمّ العقل نقص الكلام . « چون عقل كمال پذيرد ، سخن گفتن كاستى گيرد . » در اين باره در گذشته سخن گفته شد و گفتهاند : هر گاه مردى را ديديد كه سكوت و خاموشى او طولانى است و از مردم مى گريزد به او نزديك شويد كه حكمت القاء مىكند .
حكمت ( 70 )
الدهر يخلق الابدان ، و يجدد الآمال ، و يقرب المنية ، و يباعد الامنية . من ظفر به نصب ، و من فاته تعب . « روزگار تنها را فرسوده مى سازد و آرزوها را تازه مىكند ، مرگ را نزديك و اميد را دور و دراز مىكند ، هر كس به آن دست يافت ، اندوهگين شد و آن كس كه آن را از دست داد ، به رنج افتاد . » گفتارى مفصل در بارهء روزگار و دنيا در مباحث گذشته ، گذشت و اينك مى گوييم . يكى از حكيمان گفته است : دنيا براى آنكه فريب دهد ، شادى مى آورد و براى مكر و حيله گرى بهرهاى مى رساند ، چه بسيار خفته در سايهء خود را كه از خواب پرانده است و چه بسيار كسان را كه به او اعتماد داشتهاند ، زبون ساخته است . دنيا با اين خوى و سرشت شناخته شده و با همين شرط قرين و مصاحب بوده است .
اسكندر به ارسطو نوشت : اندرزم بده . ارسطو براى او نوشت : هر گاه در كمال سلامتى ، از رنج و گرفتارى ياد آور ، و هر گاه در كمال امانى ، احساس بيم و ترس كن ، و هر گاه به نهايت آرزوى خود رسيدى ، مرگ را به ياد آور و هر گاه مى خواهى خواسته