تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦

حكمت ( 56 )

المال مادّة الشهوات . « مال مايه شهوتهاست . » در گذشته سخن ما در بارهء نكوهش و ستايش مال بيان شد . عربى صحرا نشين به پسران خود گفت : درهمها را جمع كنيد كه مايهء پوشيدن جامه پسنديده و خوراندن گرده نان است . گفته شده است : سه تن مال را بر جان خويش ترجيح مى دهند بازرگان دريايى و جنگجوى مزدور و كسى كه براى صدور حكم رشوه مى گيرد و اين يكى از همه بدتر است ، براى اينكه آن دو تن ديگر چه بسا به سلامت مانند ولى سومى از گناه به سلامت نمى ماند . در عين حال گفته‌اند : خداوند متعال در گفتار خود مال را خير ناميده است در آنجا كه مى فرمايد « اگر خيرى باقى بگذارد » و آنجا كه مى فرمايد « او در دوست داشتن خير - مال - سخت استوار است . »

حكمت ( 57 )

من حذّرك ، كمن بشّرك . « آن كس كه تو را مى ترساند و بر حذر مى دارد چون كسى است كه تو را مژده رساند . » اين سخن نظير سخنى است كه گفته‌اند از فرمان كسانى كه تو را به گريه وا مى دارند ، پيروى كن ، نه از فرمان كسانى كه تو را به خنده وا مى دارند . و نظير آن اين است كه دوست تو كسى است كه تو را نهى كند ، نه آن كس كه تو را تشويق كند . و اين سخن كه خداى رحمت كند كسى را كه عيبهاى مرا نشانم دهد . منظور از تحذير ، خير خواهى است كه واجب است و آن شناساندن چيزى به انسان است كه صلاح او در آن