تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
و هم در حديث آمده است كه زن دنده كژ است ، اگر با او مدارا كنى از او بهره‌مند مى شوى و اگر بخواهى آن را راست كنى ، او را خواهى شكست . در امثال آمده است هيچ كنيزى را در سالى كه او را خريده‌اى و هيچ زن آزاده‌اى را در سال نخست ازدواج با او ستايش مكن . يكى از گذشتگان گفته است : مكر زنان از مكر شيطان بزرگتر است كه خداوند متعال ضمن ياد كردن از شيطان فرموده است « همانا كيد شيطان سست است . » و زنان را ياد كرده و فرموده است : « اين از مكر و كيد شماست كه كيد شما بزرگ است . » از سخنان عبد الله مأمون در بارهء زنان است كه آنان همگى بد هستند و بدترين چيزى كه در مورد ايشان است ، اين است كه چاره‌اى از آنان نيست .

حكمت ( 60 )

اذا حييت بتحية فحىّ باحسن منها ، و اذا اسديت اليك يد فكافئها بما يربى عليها ، و الفضل مع ذلك للبادى « چون تو را تحيت و درودى گويند به از آن پاسخ گوى ، و چون دستى به تو نعمتى ارزانى داشت با نعمتى فزون تر آن را جبران كن و با اين همه فضيلت براى آغازگر است . » جملهء نخست مقتبس از قرآن عزيز است و جملهء دوم متضمن معنى مشهورى است و مقصود از جمله سوم تحريض به كرم و بزرگوارى و تشويق به كار پسنديده است . مدائنى نقل مىكند كه در خراسان مردى همراه مردم به حضور اسد بن عبد الله قشيرى آمد و گفت : خداوند كارهاى امير را قرين به صلاح دارد ، مرا بر تو حق نعمتى است . اسد گفت : نعمت تو چيست گفت : فلان روز ركابت را گرفتم سوار شدى ، گفت : راست مى گويى نياز تو چيست گفت : مرا به حكومت ابيورد بگمار . گفت : به چه سبب