سلامت بوده باشد و سخن همين جاست و اگر توبهء ايشان ثابت شود ، اين وعده براى آنان صحيح و محقق خواهد بود . و اين سخن كه « قاتل پسر صفيه را به آتش مژده بده » ، تا اندازهاى مورد اختلاف است ، برخى از سيره نويسان و محدثان آن را به طور قطع كلام امير المؤمنين على عليه السّلام مى دانند و برخى آن را به طور مرفوع منسوب به آن حضرت دانستهاند و به هر حال سخنى بر حق و درست است ، زيرا ابن جرموز ، زبير را در حالى كه به معركه پشت كرده و از صف نبرد بيرون آمده و جنگ را رها كرده بود ، كشته است ، يعنى او را در حالى كشته كه از باطل روى گردان شده و توبه كرده بود و قاتل كسى كه حالش اين چنين است ، بدون ترديد فاسق و سزاوار آتش است . اما در مورد ام المؤمنين عايشه ، بدون ترديد توبهاش صحيح است و اخبارى كه در بارهء توبهء او رسيده است از اخبار مربوط به توبهء طلحه و زبير بيشتر است ، زيرا عايشه پس از جنگ جمل مدتى دراز زنده بوده است و حال آنكه آن دو زنده نماندهاند .
وانگهى آنچه بر سرش آمد نتيجهء خطاى خودش بود و در آن باره چه گناهى بر امير المؤمنين على عليه السّلام است . اگر عايشه در خانهء خود مى ماند ، هرگز ميان مردم كوفه و اعراب باديه نشين خوار و زبون نمى شد و حال آنكه با همهء اين كارها امير المؤمنين او را گرامى و محفوظ داشت و شأن او را رعايت فرمود و هر كس دوست دارد به چگونگى رفتار على عليه السّلام با او آگاه شود به كتابهاى سيره مراجعه كند . اگر عايشه كارى را كه نسبت به على انجام داد نسبت به عمر انجام داده بود و وحدت مسلمانان را عليه عمر بر هم زده و شمشير كشيده بود و عمر بر او پيروز مى شد ، بدون ترديد او را كشته و پاره پاره كرده بود ، ولى على عليه السّلام بردبار و بزرگوار بود .
اما اين سخن معاويه كه گفته است اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زنده مى بود و كردار تو را مى ديد ، آيا راضى مى بود كه همسرش را آزار دهى ، على عليه السّلام مىتواند بگويد آيا تصور مى كنى اگر زنده مى بود ، راضى مى بود كه همسرش ، وصى و برادرش را چنين آزار دهد .
وانگهى اى پسر ابو سفيان ، مى پندارى كه اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زنده مى بود از كار تو راضى مى بود كه در مورد خلافت با على ستيز كنى و وحدت امت را پراكنده سازى ، و آيا براى طلحه و زبير راضى بود كه نخست بيعت كنند و بدون هيچ سببى پيمان شكنى كنند و بگويند به جستجوى پولها به بصره آمدهايم كه به ما خبر داده شده است در بصره اموال بسيارى است ، آيا اين سخنى است كه فردى مثل ايشان بگويد اما اين سخن معاويه كه گفته است : « سراى و سرزمين هجرت را رها كردهاى » ، در اين كار عيبى بر على عليه السّلام
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٦٥