تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
كه كورهء آهنگر ، زنگ آهن را مى زدايد . » به جان خودم سوگند كه وعدهء پيامبر و سخن او راست آمد كه مدينه زنگار خود را زدود و هر كس را كه شايستهء سكونت در آن نبود از خود بيرون راند . و تو از حرمت هر دو حرم - مكه و مدينه - دور ماندى و ميان دو شهر - كوفه و بصره - اقامت گزيدى و از كوفه به جاى مدينه راضى شدى و همسايگى با خورنق و حيره را به همسايگى با خاتم پيامبران ترجيح دادى . پيش از آن هم بر دو خليفهء رسول خدا در تمام مدت زندگى ايشان خرده گرفتى و از يارى آن دو خوددارى كردى و گاه مردم را بر آنان شوراندى و از بيعت با آن دو سر برتافتى و آهنگ كارى كردى كه خداوند تو را شايستهء آن نديد و خواستى بر نردبانى دشوار بر آيى و بر مقامى كه براى تو لغزنده بود دست يا بى و ادعايى كردى كه بر آن هيچ ياورى نيافتى . به جان خودم سوگند كه اگر در آن هنگام عهده دار حكومت مى شدى چيزى جز اختلاف و تباهى نمى افزودى و حكومت تو نتيجه‌اى جز پراكندگى و ارتداد مسلمانان نداشت كه تو سخت به خود شيفته و مغرورى و دست و زبان بر مردم گشاده مى دارى . هان كه من با لشكرى از مهاجران و انصار كه مسلح به شمشيرهاى شامى و نيزه‌هاى قحطانى هستند ، آهنگ تو دارم تا تو را در پيشگاه خداوند محاكمه كنند ، پس در مورد خود و مسلمانان بينديش و قاتلان عثمان را كه نزديكان تو هستند و ياران و اطرافيان تو شمرده مى شوند به من تسليم كن . اگر بخواهى راه ستيز و لجاج بپيمايى و اصرار بر گمراهى ورزى ، بدان كه اين آيه در مورد تو و مردم عراق نازل شده است كه « و خداوند مثل مى زند شهرى را كه - مردمش - در كمال امنيت و اطمينان بودند ، روزى ايشان از هر سو فراوان مى رسيد ، نعمت خدا را كفران كردند و خداوند به سبب آنچه كردند مزه جامه گرسنگى و بيم را به آنان چشانيد . » اينك به تفسير معانى كلمات و عباراتى كه على عليه السّلام در پاسخ نوشته است ،