تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
همچون چرخ ريسه است . . . اى ابا وهب - كنيه وليد - بدان كه من برادر تو هستم ، برادر دوستى و صميميت در تمام مدت زندگى خود تا هر گاه كه كوهها از هم فرو پاشد . » ابو الفرج ، از قول احمد جوهرى ، از عمر بن شبه نقل مىكند كه مى گفته است : چون وليد بن عقبه به حكومت كوفه آمد ، ابو زبيد پيش او آمد ، وليد او را در خانهء متعلق به عقيل بن ابى طالب كه بر در مسجد كوفه بود سكونت داد ، آن همان خانه‌اى است كه به دار القبطى معروف بوده است . يكى از اعتراضهاى مردم كوفه بر وليد اين بود كه ابو زبيد مسيحى از خانهء خود بيرون مى آمد و از ميان مسجد مى گذشت و آن را گذرگاه قرار داده بود . ابو الفرج مى گويد : محمد بن عباس يزيدى ، از قول عمويم عبيد الله ، از ابن حبيب ، از ابن اعرابى برايم نقل كرد كه مى گفته است : هنگامى كه عثمان ، وليد را بر حكومت كوفه گماشت ، ابو زبيد پيش او آمد و وليد او را در خانهء عقيل بن ابى طالب كه كنار در مسجد بود منزل داد ، ابو زبيد پس از چندى از وليد خواست آن خانه را به او بدهد ، وليد آن را به او بخشيد و اين نخستين مايهء سرزنش كردن اهل كوفه از وليد شد ، كه ابو زبيد از خانهء خود بيرون مى آمد و از ميان مسجد مى گذشت و پيش وليد مى رفت و پيش او افسانه سرايى و باده نوشى مى كرد و مست بيرون مى آمد و همچنان از مسجد مى گذشت و همين مسأله موجب مى شد كه مردم به باده نوشى وليد پى ببرند . ابو الفرج مى گويد : عثمان ، وليد را به سرپرستى صدقات و زكات بنى تغلب گماشته بود ، به شعرى از وليد كه در آن لودگى و مستى و سركشى ظاهر بود ، آگاه شد و او را بر كنار ساخت . گويد : و چون وليد را به ولايت كوفه گماشت ، وليد ، ابو زبيد طايى را به خود نزديك ساخت و ابو زبيد هم اشعار بسيارى در مدح او سرود . وليد ، ربيع بن مرّى بن اوس بن حارثه بن لأم طايى را به سرپرستى مراتع خالصه ميان جزيره و حيره گماشته بود ، قضا را جزيره گرفتار خشكسالى شد . در آن هنگام ابو زبيد هم ميان قبيلهء بنى تغلب ساكن بود ، شتران ايشان را با خود براى چريدن به كنار آن مراتع آورد . ربيع جلوگيرى كرد و به ابو زبيد گفت : اگر بخواهى فقط شتران خودت را اجازه مى دهم . ابو زبيد پيش وليد شكايت آورد . وليد سرپرستى مراتع ميان قصور الحمر از ناحيهء شام تا حيره را در اختيار ابو زبيد نهاد و در اقطاع او قرار داد و از ربيع بن مرى پس گرفت . ابو زبيد در اين باره شعرى در ستايش وليد سروده است و از شعر چنين فهميده مىشود كه آن مراتع اختصاصى در اختيار مرى بن اوس يعنى پدر ربيع بوده است نه در اختيار خود ربيع . در
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 154 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى