در كتاب الشافى بر قاضى عبد الجبار بياوريم و نظر خود را هم بگوييم و سپس مطاعن ديگرى را كه قاضى عبد الجبار نياورده است ، خواهيم آورد .
چون مبحث كلامى خاص است ، بر طبق شيوهء قبلى از ترجمهء آن معذورم ، وانگهى براى افرادى كه بخواهند در منابع فارسى از آن آگاه شوند عرض مى كنم كه به كتاب ناسخ التواريخ مرحوم سپهر ، جلد خلفا مراجعه فرمايند .
ابن ابى الحديد سپس در دنبالهء شرح اين نامه و آنجا كه امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است « و يكى از آن تبهكاران ميان شما باده نوشى كرد و در آيين اسلام تازيانه خورد . » ، ضمن اعتراض بر قطب راوندى كه گفته است : مقصود مغيرة بن شعبه است ، مى گويد : راوندى متوجه نشده است ، مغيره متهم به زنا شد و حد بر او جارى نشد و نامى از او در بارهء باده نوشى نيامده است . پيش از اين هم داستان مغيره را به تفصيل آوردهايم وانگهى مغيره در جنگ صفين نه همراه على عليه السّلام بوده است و نه همراه معاويه . كسى را كه على عليه السّلام در نظر داشته است وليد بن عقبة بن ابى معيط است كه از دشمنان سر سخت على عليه السّلام بوده و معاويه و مردم شام را از همگان بيشتر به جنگ على تشويق مى كرده است . ابن ابى الحديد بحثى مفصل در بارهء وليد بن عقبه آورده است كه به ترجمه گزينههايى از آن بسنده مىشود .
اخبار وليد بن عقبة
ما اينك خبر مربوط به وليد بن عقبه و باده نوشى او را از كتاب الاغانى ابو الفرج اصفهانى نقل مى كنيم . ابو الفرج مى گويد : سبب حكومت وليد بن عقبه از سوى عثمان بر كوفه را احمد بن عبد العزيز جوهرى براى من از قول عمر بن شبهّ ، از عبد العزيز بن محمد بن حكيم ، از خالد بن سعيد بن عمرو بن سعيد ، از قول پدرش چنين نقل كرد ، كه هيچ كس با عثمان روى تخت او جز عباس بن عبد المطلب و ابو سفيان بن حرب و حكم بن ابى العاص و وليد بن عقبه نمى نشست ، تخت عثمان فقط گنجايش خودش و يكى از ايشان را داشت . روزى وليد پيش عثمان آمد و كنار او بر تخت نشست ، در اين هنگام حكم بن ابى العاص وارد شد ، عثمان به وليد اشاره كرد و او به احترام حكم برخاست و