ديگر نياز است . براى كار خراج ، بهترين دبيرى را كه ممكن باشد ، برگزين و بايد كه اهل بينش و پاكدامنى و كفايت باشند ، و با هر يك از آنان ، مردى ديگر را بفرست كه بر او يارى رساند و زودتر آسوده شدن از جمع كردن خراج را ممكن سازد و اگر آگاه شدى كه يكى از ايشان خيانت و ستمى كرده است ، او را عقوبت و در عقوبت او مبالغه كن .
بر حذر باش كه بر سرزمينى پر خراج ، كسى جز مرد بلند آوازهء بزرگ منزلت را نگمارى و هيچ يك از فرماندهان سپاه خود را كه آمادهء جنگ و سپر در قبال دشمنان هستند ، بر كار خراج مگمار كه شايد گرفتار خيانت يكى از ايشان يا تباه ساختن كار ولايت از سوى او شوى و در اين حال اگر آن مال را بر او ببخشى و از تبهكارى او چشم بپوشى مايهء هلاك و زيان تو و رعيت مىشود و انگيزهء تباهى ديگرى مى گردد و اگر او را مكافات كنى ، تباهش كردهاى و سينهاش را تنگ ساختهاى و اين كار از دور انديشى به دور و اقدام بر آن نكوهيده است ، در عين حال كه كوتاهى در اين باره هم ناتوانى است . و بدان كه برخى از خراج دهندگان پارهاى از زمين و ملك خود را به اختيار برخى از ويژگان و اطرافيان شاه مى نهد و اين كار به دو منظور صورت مى گيرد كه براى تو شايسته است آن هر دو منظور را خوش نداشته باشى ، يا براى جلوگيرى از ستم عاملان خراج و ظلم واليان است كه اين نمودار بد رفتارى عاملان و ناتوانى پادشاه در امورى است كه زير فرمان اوست ، يا براى خوددارى از پرداخت آنچه بر ايشان واجب است صورت مى گيرد و اين كارى است كه با آن آداب رعيت تباهى و اموال پادشاه نقصان مى پذيرد ، از اين كار بر حذر باش و هر دو را عقوبت فرماى ، چه آن كس را كه مال خود را در اختيار نهاده است و چه آن را كه پذيرفته است .
ابن ابى الحديد ضمن شرح اين جمله كه فرموده است : « ثم انظر فى حال كتابك » ، « و سپس در احوال دبيران خود بنگر » مطالبى اجتماعى در باره مصاحبان شاه و آداب دبيرى و پند و اندرز وزيران گذشته آورده است كه براى نمونه به ترجمهء يكى دو مورد بسنده مىشود . گفته شده است همان گونه كه دليرترين مردان نيازمند به سلاح است و تيزروترين اسبها نيازمند تازيانه و تيزترين تيغها نيازمند سوهان دندانهدار است ، خردمند و دور انديش ترين پادشاهان نيز نيازمند وزير صالح اند .
و گفته مى شده است ، صلاح دنيا به صلاح پادشاهان و صلاح پادشاهان به صلاح
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٣٠