قضاوت شد . جنيد گفت : هر كس مى خواهد راز خود را به كسى بگويد كه آن را فاش نكند به رويم بگويد كه چهل سال محبت دنيا را نهان داشت تا سر انجام بر آن دست يافت .
ابوذر كه خداى از او خشنود باد مى گويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شش روز پياپى به من فرمود آنچه را به تو مى گويم بينديش و عمل كن ، روز هفتم فرمود « تو را به ترس از خداوند در نهان و آشكار كارهايت سفارش مى كنم و هر گاه بدى كردى پس از آن نيكى كن و از هيچ كس چيزى مخواه حتى اگر تازيانهات بر زمين افتاد - خود آن را بردار - و عهده دار امانت مشو و اميرى و ولايت مپذير و هيچ يتيمى را كفالت مكن و هرگز ميان دو كس قضاوت و داورى مكن . » ضمن شرح آن بخش از عهد نامه كه در بارهء خراج است و با اين جمله آغاز مىشود : « و تفقّد امر الخراج بما يصلح اهله » ، و در كار خراج چنان بنگر كه خراج دهندگان را به صلاح مى آورد » ، ابن ابى الحديد چنين آورده است : به انوشروان گزارش داده شد كه كارگزار اهواز ، خراجى افزون از حد معمول فرستاده است و چه بسا كه اين كار با اجحاف نسبت به رعيت صورت گرفته باشد .
نوشروان نوشت : اين اموال بر هر كس كه از او گرفته شده است ، برگردانده شود كه اگر پادشاه اموال خود را با گرفتن اموال مردم افزايش دهد همچون كسى است كه براى استوار ساختن بام خانهء خويش از بن خانه و ساختمان خود خاك بردارى كند .
بر انگشترى نوشروان نوشته شده بود : « هر جا كه پادشاه ستم ورزد ، آبادى نخواهد بود . »
عهدنامهء شاپور پسر اردشير براى پسرش
در عهدنامهء شاپور پسر اردشير براى پسرش سخنانى ديدم كه شبيه سخن امير المؤمنين على عليه السّلام در اين عهد نامه است و آن اين سخنان شاپور است : بدان كه پايدارى فرمانروايى تو به پيوستگى در آمد خراج است و آن فراهم نشود جز به آبادى سرزمينها و رسيدن به كمال هدف ، در اين راه نيكو داشتن احوال خراج گزاران با دادگرى ميان ايشان و يارى دادن آنان است كه پارهاى از كارها سبب پارهاى ديگر از كارهاست و عوام مردم ساز و برگ خواص اند و هر صنف را به صنف