تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
كه در زمينه مقولات آيينى و مناقب و مراثى حضرات معصومين - عليهم السلام - طبع‌آزمايى مىكرده و احتمالا در سده چهاردهم مىزيسته است .

سبك شعرى

از آثار معدود آيينى كه از او در اختيار داريم پيدا است كه او در سبك عراقى شعر مىسروده و از اين شيوه بيانى در سرودن منظومه‌هاى آيينى بهره مىگرفته است .

دامنه تأثير آثار عاشورايى

گروه بسيارى از شاعران فارسى زبان به خاطر اقامت هميشگى خود در زادگاهشان گمنام مانده‌اند و شهرت آنان از محدوده‌اى كه زندگى مىكردند تجاوز نكرده است ، مداح شوشترى را بايد از همين گروه از شاعران شناخت كه به رغم شهرتى كه در زادگاه خود - شوشتر - و شهرهاى مجاور با آن داشته ، نام و آثارش براى اهل ادب ناشناخته مانده و تذكره‌هاى معروفى كه در دورهء قاجاريه تأليف شده است از نام و ياد او خالى است و از همين روى نمىتوان در مورد تأثيرات آثار عاشورايى او چندان گفت و در اين مورد مىتوان به اين مطلب اشاره كرد كه آثار شاعرانى چون او در ميان همشهريانش با اقبال رو به رو بوده است .

برگزيده آثار عاشورايى

در ميان اشعارى كه از مداح شوشترى در پايان ديوان چاپى وفائى شوشترى آمده ، چند اثر ماتمى وجود دارد كه ما به نقل يك تضمين و يك مخمّس ماتمى از او بسنده مىكنيم :
اى فلك ! از تو حسين كشته عدوان گرديد * كفن اندر برِ او ، خاك بيابان گرديد عاقبت تخت‌نشين ، زاده سفيان گرديد * بر زمين ريخته تا خون جوانان گرديد
كربلا پر ز گل و لاله و ريحان گرديد
شمر بگرفت چو بر كف ز ره كين خنجر * لاجرم خاك سيه ريخت جهان را بر سر زد به سر زين غم عظمى به جنان ، پيغمبر * در جنان ، سينه‌زنان فاطمه شد با حيدر
زين الم ، بيت الحزن روضهء رضوان گرديد
رأس سلطان حجازى به سنان شد ، از تو * نعش او ، زير سُم اسبِ خسان شد از تو قامت زينب دلخسته ، كمان شد از تو * غارت زينت و خلخالِ زنان شد از تو
غُل و زنجير جفا ، زيور طفلان گرديد
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 520 | محمد على مجاهدى