شد منقلب چو حالت اطفال تشنهلب * اركان روزگار پر از انقلاب شد
چون آفتاب تا به سنان شد سر حسين * زين غم سياه و تيره رخ آفتاب شد
پژمرده ديد چون ز عطش روى گلرخان * زينب ز اشك دامن او پرگلاب شد
نيلى رخ سكينه ز سيلى شمر شد * گردون كبود جامه و نيلى ثياب شد
در خواب جز دو طفل كه مردند از عطش * هرگز شنيدهاى مُتَعطِّش به خواب شد ؟
هر كار را حساب بود جز كه از يزيد * بر اهل بيت ظلم برون از حساب شد
داد از جفاى چرخ كه بر آل بو تراب * جز آب تيغ ، تشنهلبان را نداد آب « 1 »
42 . صامت بروجردى ( 1260 - 1331 )
زندگينامه
نامش ميرزا محمد باقر ، فرزند پنجشنبه ، تخلص شعرىاش « صامت » ، زادگاهش بروجرد ، از شعراى پرآوازه آيينى در سده سيزدهم و چهاردهم هجرى است . منظومه گلشن زهرا و كتاب رياض الشّهاده از اوست .
در تذكره حسين حزين آمده است :
« . . . در حدود هزار و دويست و شصت ديده به جهان گشود . او مردى فاضل و پرهيزگار و معتقد بود . در گذر حاج سهراب از پيشه سَقَط فروشى [ خرده فروشى ] امرار معاش مىكرد .
صفات اخلاقى و خصايص نفسانى او بين خاص و عام مشهور . فن شعر را از ميرزا عبد المجيد نوائى فرا گرفت و كتاب رياض الشّهاده را تشكيل داد . آن كتاب مكرّر به چاپ رسيده . او پنجشنبه شانزدهم محرم سال هزار و سيصد و سى و يك قمرى درگذشت و در گورستان كوى صوفيان آرميد هنوز قبرش پيدا است . دو تاريخ از ميرزا حاجب بر سنگ لحد اوست » :
( داده يزدان جاى ( صامت ) سوى جنّات نعيم ) .
( جنان گرديده مأوى محمد باقر صامت ) « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 492 تا 499 .
( 2 ) . دورنمايى از شهرستان بروجرد يا تذكره حسين حزين ، ص 293 و 294 .