در تذكرهها و منابع تاريخى ، گاه به اسامى شعرايى برمىخوريم كه داراى آثار فاخرى در مقولههاى مناقبى و ماتمى خصوصا واقعهء كربلا بودهاند ولى متأسفانه در پيشينهء شعر آيينى به ثبت نرسيده و امروزه ما به اينگونه آثار دسترسى نداريم :
17 . مولانا محمد شريف وقوعى تبريزى ( متوفاى 1018 ه . ق )
فرزند مولانا حدادى ، كه در سبك وقوع طبع آزمايى مىكرده و تخلص شعرى خود را از همين سبك برگزيده است ، هنگامى كه به مجاورت در عتبات نايل مىگردد و در سلك خادمان حرم حسينى درمىآيد ، اشعار شيوايى در مناقب آن حضرت مىسرايد كه فقط دو بيت از دو قصيدهء مناقبى او در تذكرهها آمده است :
دلم ز محنت دورى بسى به جان آمد * به جان رسيد كه سوى تو دلستان آمد
امروز هر كرا سر اطاعت برين درست * ايمن ز شرمسارى فرداى محشر است « 1 »
18 . نور الدين محمد ظهورى ترشيزى ( متوفاى 1024 ه . ق )
داماد مولانا ملك محمد قمى ( متوفاى 1024 ه . ق ) از غزلسرايان نازكانديش و چيرهدست سبك اصفهانى در نيمه دوم سدهء دهم و اوايل سدهء يازدهم هجرى است كه ديوان اشعارش تا كنون به چاپ نرسيده است .
اين هردو غزلسراى زبردست در بيجاپور هند و در يكسال بدرود حيات گفتهاند ( 1024 ه .
ق ) . در ساقىنامهء 925 بيتى خود ، ظهورى ترشيزى در قسمت « قسميه » از خون به ناحق ريختهء سالار شهيدان در كربلا ياد مىكند :
به خويى ، كه آتش به عالم زند * به خونى ، كه از كربلا دم زند
به قدّى ، كه طوبى عبارت ازوست * به چشمى كه در شهر ، غارت ازوست
به نازى ، كه صد كشته را خونبهاست * به قهرى كه با آشتى ، آشناست
به بيرحمى چارهساز كسى * به عجز ( ظهورى ) ، به ناز كسى
كه : ديگر مكن بر نگاهت جفا * به زنجير نازش مفرساى ، پا « 2 »
هامش
( 1 ) . مكتب وقوع ، احمد گلچين معانى ( انتشارات بنياد فرهنگ ايران تهران ، 1348 ) ، ص 563 و 564 .
( 2 ) . همان ، ص 354 ، 363 ، 364 ، 392 .