19 . مولانا محمد خردهء كاشانى
از شعراى سدهء يازدهم هجرى و به تصريح مؤلف مآثر رحيمى ( ج 3 ، ص 792 تا 797 ) از شاگردان محتشم كاشانى است كه به مدت دو سال در عتبات مجاور بوده و اشعارى آبدار در مدح ابا عبد اللّه الحسين سروده كه در حال حاضر حتى بيتى از اين اشعار مناقبى را در اختيار نداريم و به جز ابيات پراكنده و يك ساقىنامهء 192 بيتى از ديوان دوازده هزار بيتى اين شاعر بلندآوازه ، در تذكرهها به ثبت نرسيده است . « 1 »
20 . ملا نقى بروجردى
فرزند شيخ احمد از علما و شعراى بروجرد در سدهء دوازدهم هجرى است . در شرح حال وى آمده است :
« . . . فاصل ، محدث ، اديب ، شاعر . مسافرتها كرد . چندى در ديار كاشان زيستن گرفت و كتابى در مقتل به نام عين البكاء تأليف كرد به تاريخ هزار و يكصد و نود و نه ، در اواخر زنديه ، و اما صاحب الذّريعه نوشته : « الّفه 1099 » اما درست همان است كه من نوشتهام « 2 » . . . » از اوست :
قضا ، نهاد به ره آن خدنگ و گفت : خموش ! * قَدر كشيد كمان بر نشانه ، دوش به دوش
رسيد تير جفا و نشست تا دم پر * به حلق نازك طفل حسين ، على اصغر
گذر نمود ز بازوى شاه تشنه لبان * قضا نگر كه به يك تير مىزند دو نشان !
ز سوز سينهء خود ، راه گريه را گم كرد * به جاى گريه ، به روى پدر تبسّم كرد
نظر به روى پدر كرد و آه سرد كشيد * نهاد سر به سر سينهء حسين ، خوابيد « 3 »
21 . غالب دهلوى ( متولد 1212 ه . ق )
نامش ميرزا اسد اللّه خان و زادگاهش آگره از شهرهاى هند و مذهبش تشيع ، از غزلسرايان ممتاز زمانه خود به شمار مىرفته و داراى اشعار آيينى گرانسنگى است . آثارى كه از وى به زبان فارسى به جاى مانده در نظم : ميخانهء آرزو ، سبد چين ، سبد باغ دو در ، دعاء الصباح و رسالهء فنّ بانگ و در نثر : پنج آهنگ ، مهر نيمروز ، دستنبو ، قاطع برهان ، درفش كاويانى ، مآثر غالب و متفرقات غالب ، نمايانگر احاطهء او در انواع علوم متداول زمانهء خود و مهارت وى در نثر و نظم فارسى است .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 618 تا 627 .
( 2 ) . دورنمايى از شهرستان بروجرد يا تذكرهء حسين حزين ، ص 407 .
( 3 ) . همان ، ص 408 .