تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧

سبك شعرى

جيحون اگرچه در غزل از سبك عراقى پيروى مىكند ، ولى وجههء غالب شعرى او از لحاظ سبك‌شناسى ، در سبك خراسانى شكل مىگيرد ، خصوصا قصايد و مسمطات او كه نشان مىدهد سرايندهء آنها از ادامه دهندگان راه بانيان نهضت بازگشت ادبى است .

دامنه تأثير آثار عاشورايى

جيحون يزدى از شعراى پرآوازهء آيينى در عصر ناصرى است و مسمط وى در منقبت امير مؤمنان على ( ع ) كه با تشبيبى بسيار زيبا آغاز مىشود ، از بهترين آثار منظوم آيينى اوست . جيحون چند مربع تركيب و مثنوى و مخمس عاشورايى دارد كه از زمانهء او تاكنون مورد استفاده شيفتگان ادب عاشورا و ستايشگران آل اللّه قرار داشته و نام او را زنده نگاه داشته است . اشعار عاشورايى جيحون در شمار آثار فخيم و ممتاز آيينى دورهء قاجاريه نيست ، ولى فرازهايى از اشعار ماتمى او در رثاى سالار شهيدان و شهداى كربلا بسيار معروف و زبان‌زد عام و خاص بوده و هست .

برگزيدهء آثار عاشورايى

در اين قسمت به نقل چند نمونهء منتخب از آثار جيحون بسنده مىكنيم و علاقمندان اين‌گونه آثار را به مطالعه مراثى منظوم او و مراجعهء به ديوانش فرامىخوانيم .

در شهادت حضرت على اصغر ( ع )

اى حرم و كعبه‌ات ز حلقه به گوشان ! * وى دل داناى تو ، زبان خموشان ! با تو كه گفت از حسين ، چشم بپوشان ؟ * خاصه در آن دم كه اهل بيت ، خروشان
نزدش با اصغر آمدند ، معجَّل
گفتند : اين طفل گو چو بحر نجوشد * نيست چو ما كز عطش به صبر بكوشد اشك بپاشد چنان ، كه خاك بپوشد * رخ بخراشد چنان ، كه جان بخروشد
جز به كفى آب ، عقده‌اش نشود حل
گاهى ، ناخن زند به سينهء مادر * گاهى ، پيچان شود به دامن خواهر بارى ، از ما گذشته چارهء اصغر * يا بنشانش شرار آه چو آذر
يا ببرش همرهت به جانب مقتل
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 367 | محمد على مجاهدى