تا كيست درين محنت و اندوه مرا يار * كز گريه كنم يارى پيغمبر مختار
زين درد كه سوزد جگر حيدر كرار * خود تا به كجا باز رسد خاتمتِ كار
اين اول زارى است به آهنگ دل زار * هين اسب عقاب آمده بىآن شه صفدار
رخ داده مگر حادثهاى در صف ميدان ؟ !
كاى اسب عقاب ! آن خلف شير خدا كو ؟ * معناى حق و صورت پيغمبر ما كو ؟
آن ماه بنى هاشم خورشيدلقا ، كو ؟ * در محفل سربازان ، آن شمع هدى كو ؟
آن قبلهء حق ، كعبهء ارباب صفا كو ؟ * آن ، صدق ذبح عظيم از شهدا ، كو ؟
كز فرّ « فَدَيناه » بود قابل قربان . . . « 1 »
25 . جيحون يزدى ( 1250 - 1302 )
زندگينامه
محمد ( جيحون ) يزدى ملقب به تاج الشعراء به سال 1250 ه . ق در يزد به دنيا آمد و در سال 1302 ه . ق در كرمان بدرود حيات گفت .
وى تحصيلات متداولهء زمانهء خود در زادگاهش يزد فراگرفت و به سبب آزردگىهايى كه از همشهريانش داشت ترك وطن كرد و چندى در شهرهاى استان آذربايجان ، تهران ، قم و اصفهان گذراند و سرانجام در كرمان اقامت گزيد و در 52 سالگى در همين شهر درگذشت . « 2 »
جيحون از شاعران نامآشناى دورهء ناصرى است و منظومههاى شيوايى كه از او به جاى مانده از قدرت طبع او حكايت دارد .
وى در اغلب قالبهاى شعرى طبعآزمايى كرده ولى در سرودن مسمط و قصيده قدرت هنرى و خلاقيتهاى ذوقى و كلامى خود را بيشتر آشكار ساخته است .
ديوان كامل اين شاعر پرآوازهء آيينى بارها به چاپ رسيده است . در آغاز ديوانش ، « نمكدان » او به شيوهء گلستان سعدى خودنمايى مىكند و خالى از لطف نيست .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 957 تا 963 .
( 2 ) . سخنوران نامى معاصر ايران ، ج 2 ، ص 1029 .