ماتم ، فكند رحل اقامت دمى كه خاست * بانگ رحيل « 1 » قافله سالار كربلا
شد كار اين جهان زِ وى آشفته ، تا مگر * در كار آن جهان چه كند كار كربلا ؟
گويم چه سرگذشت شهيدان ؟ كه دست چرخ * از خون نوشته بر در و ديوار كربلا
افسانهاى كه كس نتواند شنيدنش * يا رب ! بر اهل بيت چه آمد ز ديدنش ؟
چون شد بساط آل نبى در زمانه طى * آمد بهار گلشن دين را ، زمان دى
يثرب « 2 » به باد رفت به تعمير خاك شام * بطحا « 3 » خراب شد به تمناى ملك وى
سرگشته ، بانوان حرم گرد شاه دين * چون دختران نعش « 4 » به پيرامُن جُدَى « 5 »
نه مانده غير او ، كسى از ياوران قوم * نه زنده غير او ، تنى از همرهان حى « 6 »
آمد به سوى مقتل و ، بر هر كه مىگذشت * مىشست ز آب ديده غبار از عذار « 7 » وى
بنهاد رو به روى برادر كه : يا اخا ! * در بر كشيد تنگْ پسر را كه : يا بُنَى !
غمگين مباش ، آمدمت اينك از قفا * دل ، شاد دار ، مىرسمت اين زمان ز پى
آمد به سوى معركه ، آن گه زبان گشود * گفت اين حديث و ، خون دل از آسمان گشود :
منسوخ شد مگر به جهان ملت نبى ؟ * يا در جهان نمانده كسى ز امت نبى ؟
ما را كشند و ياد كنند از نبى ! مگر * از امت نبى نبود عترت نبى ؟
حق نبى ، چگونه فراموش شد چنين ؟ * نگذشته است اين قدر از رحلت نبى !
اينك ز خون آل نبى رنگ كردهاند * دستى كه بود در گرو بيعت نبى !
هامش
( 1 ) . كوچ
( 2 ) . نام اوليه شهر مدينه
( 3 ) . سرزمين مكّه
( 4 ) . بنات النعش ، هفت ستارهء مشهور
( 5 ) . نام ستارهاى واقع در قطب شمال
( 6 ) . قبيله
( 7 ) . رخسار