برگزيدهء آثار عاشورايى
مهمترين اثر صباحى بيدگلى در واقعهء كربلا تركيب چهاردهبند عاشورايى اوست كه از ممتازترين آثار منظوم عاشورايى در زبان فارسى به شمار مىرود :
افتاد شامگه به كنار افق ، نگون * خور « 1 » چون سر بريده ازين طشت واژگون
افكند چرخ مِغْفَر « 2 » زرين و ، از شفق * در خون كشيد دامن خِفتان « 3 » نيلگون
اجزاى روزگار ز بس ديد انقلاب * گرديد چرخ : بىحركت ، خاك : بىسكون
كَند امّهات اربعه « 4 » ز آباء سَبعه « 5 » دل * گفتى خلل فتاد به تركيب كاف و نون « 6 »
آمادهء قيامت موعود هر كسى * ايزد مگر به وعده وفا مىكند كنون !
گفتم : محرم است نمود از شفق هلال * چون ناخنى كه غمزده آلايدش به خون
يا گوشوارهاى ، كه سپهرش ز گوش عرش * هر ساله در عزاى شه دين كند برون
يا ساغرى است پيش لب آورده آفتاب * بر ياد شاه تشنهلبان ، كرده سرنگون
جان اميرِ بدر و روانِ شه حنين * سالار سرورانِ سر از تن جدا ، حسين
افتاد رايتِ « 7 » صف پيكار كربلا * لبتشنه : صيد وادىِ خونخوار كربلا
آن روز ، روز آل نبى تيره شد ، كه تافت * چون مهر از سنان ، « 8 » سر سردار كربلا
پژمرده : غنچهء لب گلگونش از عطش * وز خونش آب خورده : خس و خار كربلا
لخت جگر : نوالهء « 9 » طفلان بىپدر * وز آب ديده : شربت بيمار كربلا
هامش
( 1 ) . خورشيد
( 2 ) . كلاهخود
( 3 ) . جامهء مخصوص رزم
( 4 ) . مراد : آب و باد و خاك و آتش
( 5 ) . منظور : افلاك هفتگانه
( 6 ) . كنايه از كلمهء « كن » و يا عالم هستى و كون
( 7 ) . پرچم ، علم
( 8 ) . سرنيزه
( 9 ) . لقمهاى از خوراك