كام زنديقان ، ميسر از سپهر * روى صديقان ، زريرى « 1 » همچو مهر
آرى ( آذر ) ! يار چون اهل است ، اهل * در رهش اين رنجها سهل است ، سهل
عاشقان را ، در طريق بندگى * جان سپردن خوشترست از زندگى
سر نمىپيچم ز خاطرخواه دوست * مىپسندم هرچه خاطرخواه اوست « 2 »
با عنايت به اين كه آذر يك حكايت منظوم در قالب مثنوى دربارهء سالار شهيدان بيشتر ندارد و آن هم به خاطر عدم چاپ ديوان اشعارش تا سال 1366 از دسترس شيفتگان شعر عاشورا به دور بوده است ، نمىتوان از دامنهء تأثير اين مثنوى عاشورايى 22 بيتى سخن گفت و طيف دامنهدارى را براى آن در نظر گرفت ، ولى چون آذر از چهرههاى ممتاز شعر و ادب پارسى است ، نبايد اثر ماتمى او را دستكم گرفت .
برگزيدهء آثار عاشورايى
همان گونه كه اشارت رفت ، از آذر بيگدلى مشخصا يك حكايت منظوم عرفانى در رثاى حسين بن على عليه السلام به يادگار مانده كه به عنوان حسن ختام به نقل آن مىپردازيم :
حكايت
هست مروى در احاديث حسن « 3 » * از حسين بن على ، كآن ممتعن
در زمين كربلا مىشد شهيد * در ميان خاك و خون خوش مىتپيد
آمد از سلطان معشوقان ندا * كاى به راه دوست كرده جان فدا !
داده در راه وفا فرزند و زن * كشتهء تيغ جفا ، از عشق من
آرزويت چيست ؟ يك يك برشمار * تا گذارم آرزويت در كنار
گفت : مىخواهم ز تو هفتاد جان * تا كنم يك يك نثارت ، در زمان !
بازآمد حضرت روح الامين « 4 » * اين پيام آورد از عرش برين
هامش
( 1 ) . زرد رنگ
( 2 ) . همان ، ص 483 .
( 3 ) . حَسَن ، حديثى است كه راوى آن ممدوح نزد بزرگان شيعه بوده گرچه عدالتش ثابت نشده باشد به شرط اين كه مذمت مقبولى از آن نشده باشد . ( ر . ك : معارف و معاريف ، ج 2 ، ص 702 )
( 4 ) . جبرائيل