تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
برين رواق روان در نگر به سيّاره * كه ديده‌ست بر آب روان ، روان گوهر ؟
چنان كه شاهد شامى همى كند ايثار * ز دُرّ درّى بر فرق فرقدان گوهر
ز ثابتات فلك ترك رومى از سر بام * كند نثار قدوم خدايگان گوهر
امام مهدى هادى كه از جلالت و قدر * فراز طارم نه طاق چرخ دارد صدر
سپيده دم كه برآمد چو آتش از كان ، لعل * حصار نيلى شب شد زمرّدى زان لعل
بريخت سونس « 1 » ياقوتى از كليچهء زر * بسود جوهرى آسمان به سوهان لعل
ببرد رنگ سياه از رخ شب شبه رنگ * شعاع حوز كه نتابد دگر بدانسان لعل
نثار كرد فلك هفت دامن از لؤلؤ * چو سنگ خاره برون داد از گريبان لعل
هامش
( 1 ) سونس : براده و ريزه‌هايى از فلز كه از دم سوهان ريزد ( فرهنگ نفيسى ) .
خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 489 | محمد على مجاهدى