تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
به شادى دست افشان باش ، گاه عيش و سور آيد * به مستى ترك هستى كن ، كه ايّام سرور آيد
كه مهدى از پس غيبت ، بشادى در ظهور آيد * به شام ظلمت ظلم و ستم ، خورشيد نور آيد
اميد نااميديها به قلب ناصبور آيد * به ميلاد امام عصر ، خلقى جان نثار آمد
شب و روز و مه و سالست « فيضى » با غم و حرمان * دلش خرّم شود آيا به ديدار رخ جانان ؟
اميد بى پناهان ، قطب عالم ، سرور امكان * امام عصر ، پور عسكرى ، آن قائد دوران
به شمشير عدالت باز بُرَّد ريشهء عدوان * اگر گردد چنين ، گويم بهار آمد ، بهار آمد