تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
اى چرخ دست فتنه بلندست ، خويش را * زير لواى خسرو عاليجناب كش
مهدى بگو و از شرف نامِ ناميش * طغراى فخر بر ورق آفتاب كش
صهباى ذكر دوست خرد سوز شد « حزين » * آتش شو ، از جگر نفسِ شعله تاب كش
دلدار در دلست گر از ديده غايب است * عرض نياز را به بساط خطاب كش
اى مهر جان فروزِ نهان در حجاب ابر * عالم گرفت تيرگى ، از رخ نقاب كش
گرد كرشمه از كف نعلين خويش ريز * اين توتيا به چشم سفيد ركاب كش
بىپرده حسن شاهد شرع آشكار كن * يك ره نقاب از رخ امّ الكتاب كش
طرح عمارتى به جهان خراب ريز * دست زمانه از ستم بيحساب كش
هنگام داورىست كنون ، زال دهر را * گيسو كشان به محكمهء احتساب كش
خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 338 | محمد على مجاهدى