تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
شهاب تشكّرى آرانى

تب انتظار

چو تاب طره به سيماى چون قمر شكند * سپاه ملك شب از جبههء سحر شكند
چو درج لعل به گفتار نغز بگشايد * به نزد صيرفيان قيمت گهر شكند
لب از شكر شكنى طوطيان فرو بندند * چو نوشخند لبش رونق شكر شكند
تو شاخهء گل شادابى و هزاران را * به خارخار غمت خار در جگر شكند
قيامتىست قريب ار به مه نگاه كنى * كه رشك روى تو آينهء قمر شكند
خيال خود بفرست اى قرين بستر ناز * اگر چه خواب مرا در دو چشم تر شكند
خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 267 | محمد على مجاهدى