تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
محمّد على مجاهدى ( پروانه )

دروازه ظفر

كليد ميكده گم كرده‌ايم و در بسته‌ست * تو در گشاى اگر چَرخ فتنه‌گر بسته‌ست
بريز مى كه به ميخانهء سخن دارى * هزار خم مى مرد افكنى كه دَر بسته‌ست
زلال شعر تو عمر دوباره‌ام بخشيد * در اين كوير ، كه جانم به شعر تر بسته‌ست
به شعر ناب تو اى پاسدار گنج سخن * كدام بيخبرى تهمت گهر بسته‌ست ؟ !
گهر ز شعر ترت كسب آبرو كرده است * در اين محيط كه بر روى طبع دَر بسته‌ست
حلاوت سخنت را شكر كجا دارد ؟ * به طوطى سخن تو كه اين خبر بسته‌ست ؟