تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
از بهر دلربائى عشّاق بيقرار * سنبل به تار طرّه در افكند پيچ و تاب
ز افغان عندليب و هياهوى ميكشان * بيدار چشم نرگس مخمور شد ز خواب
همچون صنوبر قد جانان به چشم من * افكنده سايه سرو سهى در ميان آب
ذرّات كائنات برقصند و در سماع * از يُمن مولد ملك مالك الرّقاب
كهف امان ، پناه جهان ، صاحب الزّمان * شاهى كه سوده نه فلكش جبهه بر تراب
مهدى ، ولىّ قائم و موعود و منتظر * آخر امام و يازدهم نجل بو تراب
عنوان آفرينش و فهرست كن فكان * كز دفتر وجود بود فرد انتخاب
با پايهء عنايت او پايد آسمان * در سايهء حمايت وى تابد آفتاب
بى امر او نريزديك برگ از درخت * بى فيض او نبارد يك قطره از سحاب