بكن اى شاهد ما جلوهاى از بزم وصال * چند چون شمع بسوزيم ز هجران شما
مسند مصر حقيقت ز تو تا چند تهى * اى دو صد يوسف صدّيق به قربان شما
رخش همت بكن اى شاه جوانبخت تو زين * تا شود زال فلك چاكر ميدان شما
زَهرهء شير فلك آب شود گر شنود * شيههء زهره جبين توسن غرّان شما
« مفتقر » را نه عجب گر بنمائى تحسين * منم امروز در اين مرحله حسّان شما