تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
لوح نفس از قلم عقل نمىگردد نقش * تا نباشد نفس منشى ديوان شما
هر چه در دفتر ملك است و كتاب ملكوت * قلم صنع رقم كرده به عنوان شما
شده تا شام ابد دامن آفاق چو روز * زده تا صبح ازل سر ز گريبان شما
چيست تورات ز فرقان شما رمزى و بس * يك اشارت بود انجيل ز قرآن شما
هست هر سوره به تحقيق ز قرآن حكيم * آيهء محكمه‌اى در صفت شأن شما
آستان تو بود مركز سلطان هُما * قاف عنقاى قدم شرفهء ايوان شما
مهر با شاهد بزم تو برابر نشود * مه فروزان بود از شمع شبستان شما
خسروا گر به مديح تو سخن شيرين است * ليكن افسوس نه زيبنده و شايان شما
اى كه در مكمن غيبى و حجاب أزلى * آه از حسرت روى مه تابان شما