هادى خلقى و مهدىّ حق و حجّت عصر * وز رُخ اهل جهان روى نهان ساختهاى
بولاى تو كه فرمان ولايت با توست * بندهء درگه خود پادشهان ساختهاى
هر كه شد پيرو تو ، پيروى از ظلم نكرد * كه ز بيداد گرش دادستان ساختهاى
صاحب امرى و از حكم تو بيرون نبود * آنچه در دايرهء كون و مكان ساختهاى
تو به خود قائم و قائم به تو عالم كه جهان * قائم از عدل كران تا بكران ساختهاى
حجّت بالغهء عقلى و در روى زمين * پيرو حكم خود اعصار و زمان ساختهاى
دولت حق طلب ار دولت « سرمد » طلبى * گر بدين سودا بىسود و زيان ساختهاى