صادق سرمد ( سرمد )
كوكبهء عدل
گر چه از اهل جهان روى نهان ساختهاى * روشن از پرتو خود روى جهان ساختهاى
ديدن طلعت تو چشم جهان بين خواهد * كه جهانى بسوى خود نگران ساختهاى
آنچه پيداست به چشم تو نهانست ز ما * و آنچه پنهان بُود از ما تو عيان ساختهاى
تو چو خورشيد پديدى ولى از فرط ظهور * رخ نهان از نظر پير و جوان ساختهاى
عالم جم اگر از جنگ تبه گشت چه باك * كز پى صلح تو جا در دل و جان ساختهاى
هر كجا كوكبهء عدل تو پرچم افراشت * عرصهء مظلمه را مهد امان ساختهاى