ميرزا حبيب خراسانى
توئى تو
امروز امير در ميخانه توئى تو * فرياد رس اين دل ديوانه توئى تو
مرغ دل ما را كه به كس رام نگردد * آرام توئى دام توئى دانه توئى تو
آن مهر درخشان كه بهر صبح دهد تاب * از روزن اين خانه به كاشانه توئى تو
آن وِرد كه زاهد به همه شام و سحرگاه * بشمارد با سبحهء صد دانه توئى تو
آن باده كه شاهد به خرابات مغان نيز * پيمود به جام و خم و پيمانه توئى تو
آن غل كه ز زنجير سر زلف نهادند * بر پاى دل عاقل و ديوانه توئى تو