حزب خدا و جُند خدايت ركابدار * فتح و ظفر كتيبهء نقش لواى تو
كى مژده مىبرند به عيسى كه العجل * سوى نماز شد به زمين مقتداى تو
بازآ ببين كه خاك وطن لالهزار شد * از خون گلرخان ذبيح مناى تو
بنگر حسينيان زمان را كه مىكنند * ايثار جان چگونه به كرب و بلاى تو
بازآ كه جان ما به لب آمد ز انتظار * اى جان فداى جلوهء احمد نماى تو
با خون نوشتهاند شهيدان به راه عشق * جان را چه ارزشى است كه گردد فداى تو ؟
« و اصل » چو سر برآورد از خاك ، باز هم * دارد سر سرودن مدح و ثناى تو