محمّد على مجاهدى ( پروانه )
گوهَر دين
تا بكى در پرده مانى ماه من ؟ روشنگرى كن * تا كنى هر دلبرى را عاشق خود ، دلبرى كن
جلوهيى كن ، زهره را چون ذرّه محو خويش گردان * رخ نما و مشترى را بر رخ خود مشترى كن
تا بكى از دورى ماه رخت اختر شمارم ؟ * چرخ دين را مهر شو ، در آسمان روشنگرى كن
شاهباز دين ز هر سو مىخورد تيرى ، خدا را * طاير بشكسته بال دين حق را شهپرى كن
قاف تا قاف جهان پر شد ز ظلم اى حُجّت حق * تكيه زن بر مسند عدل الهى داورى كن
موج كفر پهلو مىزند بر ساحل دين * نوح شو ، طوفان به پا كن ، فلك دين را لنگرى كن