عباس براتى پور
ياد تو
نهفته از نگهت آب مىخورد چشمم * در آب ديده اگر تاب مىخورد چشمم
دل از شكن شكن گيسوى تو ياد آرد * چو بر تلاطم گرداب مىخورد چشمم
ز شوق ديدن دلدار مىشوم لبريز * به طاق ابروى محراب مىخورد چشمم
به ياد چهرهى خورشيدى تو مىافتم * اگر به مهر جهانتاب مىخورد چشمم
سپهر سينهى مهر توام به ياد آيد * چو بر لطافت مهتاب مىخورد چشمم
هزار بار به از آفتاب بيدارىست * اگر به روى تو در خواب مىخورد چشمم