شوق نماز توست كه مىگسترد شهيد * سجّادههاى سرخ درون حُباب نور
تا كى نهان به پرده غيبت جمال حق ؟ * تا چند چهر توست نهان در حجاب نور ؟
شد ديدهام سپيد چو مويم به راه تو * آخر دمى بر آر جمال از نقاب نور !
هر ديده را كه تاب تماشاى يار نيست * پنهان بود ز ديدهى مردم ز تاب نور
« و اصل » بود حيات ز فيض دمادمش * خورشيد رحمتست و نهان در سحاب نور