ذرّهها ، در طلب طلعت رويت ، با مهر * همعنان تاخته ، چون نو سفرانند هنوز سحر آموختگانند ، كه با رايت صبح * مشعل افروز شب بىسحرانند هنوز طاقت از دست شد ، اى مردمك ديده ، دمى * پرده بگشاى ، كه مردم نگرانند هنوز