محمّد على مجاهدى ( پروانه )
اختر شبگرد
هميشه آتش دل شعلهور نمىماند * لهيب عشق چنين پر شرر نمىماند
بجاز آه سبك سير ما نشانى نيست * كه از نسيم به گلشن اثر نمىماند
بديده طفل سرشك را قرارى نيست * به دامن صدف ما گهر نمىماند
ز بسكه عمر گل باغ عشق كوتاهست * مجال سير به اهل نظر نمىماند
چنين كه اشك من از شوق روى او جارىست * ستارهاى به فلك جلوهگر نمىماند
چراغ اختر شبگرد اشك روشن باد ! * كه شمع هستى ما ، تا سحر نمىماند