تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
گويا اول نوبت است كه مىشنوند و هيچ سخن را غير قرآن اين صفتها نيست بشر نمىتواند كه سخنى چنين بياورد ؛ پس قرآن معجز باشد . صدق اللّه و صدق رسوله الكريم و نحن على ذلك من الشّاهدين و الحمد للّه ربّ العالمين . بدان كه در اين موضوع به خاطر خطور كرد كه معجزات آن حضرت را در ضمن اقسام ياد كند و وجه ضبطى در آن پيدا كرده شود به طريقى كه تا غايت ، هيچ يك از محدّثان بدان وجه ضبط التفات نفرموده باشند تا كسى كه او را ارادت اطّلاع بر دلايل نبوّت باشد از آن وجه ضبط مهتدى بر قسم از اقسام شود . بايد دانست بر وجهى كه مذكور شد معجز عبارت از امرى است كه خارق عادت « باشد ؛ و مراد از خارق عادت آن است كه ارباب عادتها مسلّم دارند كه اين از طور عادت » « 1 » ايشان برون است و صدور آن امر البته از كسى است كه مخصوص به امرى است غريب ، خارج از طور خلق ، و كسى كه اين امر از او صادر مىشود اگر نفسى شريرست و صاحب اعمال بد و خوانندهء مردم به فسق و ظلم ، قباحت‌هاست آن كس ساحر و صاحب شعبده است ، و اگر نفس صالح داعى به خيرات « 2 » عامل به طاعات است ، اگر با صدور آن امر دعوى پيغمبرى نمىكند ، آن امر خارق عادت ، كرامات اوست كه خداوند تعالى او را بدان مكرّم داشته ؛ و اگر دعوى پيغمبرى مىكند و اظهار آن امر خارق عادت جهت عاجز گردانيدن منكران و معارضان مىكند ، آن شخص پيغمبر است . اكنون اين امر خارق عادت ، هر پيغمبرى را لا بدّ است كه باشد « و يك خارق عادت كه در وقت دعوى اظهار كرد به طريق معارضه ، نبوّت او بدان ثابت شد و ديگر » « 3 » خارق عادات موجب مزيد اختصاص اوست از افراد نوع به زيادتى شرف و كرامت از نزد حق سبحانه و تعالى ؛ و نبوّت و رسالت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ما به اعجاز قرآن مجيد ثابت شد . زيرا كه بدان معارضه فرمود و غالب آمد . چنانچه حق تعالى
هامش
( 1 ) . در « غ » نيامده . ( 2 ) . در « غ » : داعى الخيرات . ( 3 ) . در « غ » نيامده .