بلكه متوسط در ميان هر دو بود و اين بهترين موىهاست ؛ و انس گويد كه موى سر آن حضرت بسيار دراز نبود بىمو هم نبود بلكه چون باز مىگذاشت تا نصف گوشهاى آن حضرت بود و اين بهترين موىهاست ؛ و هم انس گويد كه سر و قدم آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ضخيم و قوى بود و اين بهترين سر و قدمى است در علم قيافت .
و برّاء بن عازب روايت كند كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميانه بالا بود و ميانهء هر دوش او از يكديگر دور بود ؛ يعنى دوشهايش به يكديگر نچسبيده بود و اين بهترين دوشها است در علم قيافت .
و جابر بن سمره گويد كه دهن مبارك آن حضرت گشاده بود و شق « 1 » چشم مباركش دراز بود و گوشت عقب آن حضرت اندك بود و اين بهترين شكلهاست در قيافت .
و انس گويد كه رنگ حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روشن و درخشان بود و عرق آن حضرت گوئيا مرواريد بود و من هيچ ابر پشمينه را دست نماليده كه از كف آن حضرت نرمتر بود و هيچ مشك و عنبرى را بوى نكردم كه خوش بوتر از بوى آن حضرت بود ؛ و هم انس گويد كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد مادر من امّ سليم مىآمد و در آنجا خواب جاشت مىفرمود و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرق بسيار مىكرد و مادر من عرق آن حضرت را جمع مىكرد و در ميان بوى خوش مىكرد ؛ آن حضرت پرسيد كه : چرا چنين مىكنى ؟ مادرم گفت : بهترين طيبهاى ما آن است كه عرق جبين تو در آن است .
و امير المؤمنين عليه السّلام در اوصاف آن حضرت فرموده : آن حضرت نه بسيار دراز بود و نه بسيار كوتاه ، سر مباركش ضخيم بود و پيش سينهء مباركش خطى از موى كشيده بود و محاسن مباركش بسيار موى بود و كفها و قدمهاى مباركش غليظ بود و رنگ مباركش به سرخى سير مىزد و سرهاى دوشهاى مبارك ضخم بود ؛ چون به راه مىرفت ميل به پيش مىفرمود و چنان كه گوى از بالايى به شيب مىآمد ؛ مثل او
هامش
( 1 ) . در « غ » : سقف .