و آن حضرت را معجزات بوده كه ديگر پيغمبران نداشتهاند ؛ و اگر ما شروع در حصر و بيان ساير معجزات كنيم مجلّدات ، آن را برنتابد و مجملى از آن ياد كنيم :
[ قرآن نخستين معجزهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ]
بدان كه معجزات آن حضرت چند قسم است : اول : كتاب اللّه المجيد كه كلامى منتظم و بديع النظم و التركيب است و چون عرب فصاحت مىورزيدهاند ، و آن را به كمال رسانيدهاند ، حق تعالى قرآن را فرستاد و حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، ايشان را گفت كه اين قرآن معجزهء من است و شما مثل اين نمىتوانيد تركيبى در بلاغت و غرابت نظم آوردن . و ايشان از آوردن مثل قرآن عاجز شدهاند و در عجز بازمانده .
و علما اختلاف بسيار كردهاند در آنكه قرآن به چه جهت معجزست ، بعضى گفتهاند به واسطهء غرابت و تركيب ؛ و بعضى گفتهاند بواسطهء اشتمال او بر ساير اساليب و انواع كلام مثل قصص احكام و وعد وعيد ؛ و بعضى گفتهاند به واسطهء اشتمال او بر معانى بسيار در الفاظ اندك .
و اين ضعيف بر آنم كه قرآن از آن جهت معجزست كه هر سخن از سخنان غير قرآن ، معانى و مقاصد آن محصورست و هر چند مكرّر كنند بيش از چند معنى محصور از آن مستفاد نمىگردد ، مدت نهصد سال زيادت است كه قرآن نازل شده و غوّاصان بحار معانى در آن درياى بىپايان غوص « 1 » كردهاند و معانى مقاصد و فوائد از آن بيرون آوردهاند و هنوز يك شمه بيرون نيامده ، و ديگر علما در اين آخر زمان چون بدان مىرسند معانى بيرون مىآورند كه هرگز به خاطر كسى خطور نكرده ، و چنان ظاهر است كه در آن خفايى نيست و فهم آن معانى مجدّده « 2 » بر همه كس آسان است ؛ و ديگر آنكه هر كلام كه هست ، چون او را مكرّر مىخوانند طبع از آن نفرت پيدا مىكند ديگر چون آغاز مىكنند نزد سماع آن ؛ و قرآن را اگر صد هزار نوبت خوانند ديگر چون آغاز مىكنند گويا هرگز نشنيدهاند و لذّتى مىبخشد كه
هامش
( 1 ) . در « غ » : خوض .
( 2 ) . در « م » : مجرده .