ولادت ، آنچه موجب نقصان باشد كه اطفال را مىباشد ، اثرى نبود زيرا كه پاكيزه از قاذورات متولّد شد ، و به قسم دوم اشارت نموده شد ؛ و بدان كه آن حضرت درخشيد در مكّه و اثر نور ولادت او به آفاق رسيد و عالم از او روشن شد و آثار كفر مثل آتش و طاق كسرى و غير آن همه محو و باطل شد .
المنزّل عليه جبرئيل فى الحراء بآيات الكلام
آن حضرت كسى است كه فرو فرستاده شد بر او جبرئيل در كوه حرا به آيتهاى كلام الهى .
و اين اشارت است به ابتداى وحى ؛ و در حديث صحيح آمده كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون سنّ مباركش به چهل رسيد ، خداوند تعالى جبرئيل به دو فرستاد و او را به پيغمبرى بر خلايق امر فرمود . و در حكايت ابتداى وحى گفتهاند كه اوّل چيزى كه آثار وحى بر حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ظاهر شد ، خواب خوب بود كه مىديد و هر چه آن حضرت مىديد اثر آن فى الحال ظاهر شد ، همچون روشنى صبح و مدت شش ماه خواب مىديد ؛ بعد از آن محبت خلوت و تنهايى بر آن حضرت غالب شد و توشه بر مىداشت و به كوهى مىرفت از شرقى مكّه كه آن را حرا مىگفتند و در آنجا خلوت مىفرمود و چند شب عبادت مىكرد و ديگر بازمىگشت به نزد خديجه تا روزى جبرئيل بر او ظاهر شد در كوه حرا و گفت با آن حضرت كه بخوان ! آن حضرت فرمود : كه من خواننده نيستم . پس آن حضرت را ديگر بفشرد تا آن زمان كه به طاقت رسيد ؛ بعد از آن ، او را رها كرد گفت : بخوان ديگر ؛ آن حضرت فرمود كه من خواننده نيستم ؛ همچنين تا سه نوبت ، بعد از آن حضرت جبرئيل گفت :
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ »
؛ « 1 » آن حضرت از آن حال بترسيد و نزد خديجه بازگشت و گفت من بر خود ترسيدم كه مبادا مجنون يا كاهن شوم ! خديجه فرمود : حاشا ! خداى تعالى هرگز تو را خوار و رسوا نگرداند ، تو صله مىكنى و بار عيال مىكشى و مدد مردم در وقت حوادث
هامش
( 1 ) . علق ( 96 ) 2 .